امروز: / الثلاثاء 05-ذو القعدة-1439 / Tuesday 2018-July-17

مناسبت روز
پیام روز :

سخنرانی د ر دانشگاه بودیسم بانکوک

سخنرانی د ر دانشگاه بودیسم بانکوک

سخنرانی حجت الاسلام شریعت عالم دینی و استاد دانشگاه در جمع دانشجویان معارف بودیسم در دانشگاه ماهاچولالونگاران شهر بانکوک برای استفاده از حضور حجت الاسلام شریعت در بانکوک رایزنی فرهنگی هماهنگی لازم را با دانشگاه ماهاچولالونگاران جهت برگزاری یک نشست تخصصی بعمل آورد.
در این نشست که با استقبال خوب اساتید و دانشجویان دانشگاه همراه بود آقای شریعت به مدت سه ساعت در ارتباط با موضوع ” اسلام، جهانی شدن و آینده پِِژوهی ” برای دانشجویان رشته فوق لیسانس و دکترا و طلاب علوم دینی بودیسم سخنرانی نمودند. لازم به ذکر است که دانشجویان دینی این دانشگاه در دوره های خاص و آموزشهای مختلف دین بودیسم شرکت می نمایند و پس از آن به کشورهای دیگر جهت تبلیغ دین بودیسم اعزام می شوند.
این دانشگاه به لحاظ تربیت و آموزش طلاب علوم دینی در تایلند از شهرت خاصی برخوردار است و این سخنرانی به لحاظ آشنا نمودن آنها با تعالیم و معرفت اسلامی از اهمیت خاصی برخوردار بود و مورد توجه دانشگاهیان نیز قرار گرفت.
در این سخنرانی حجت الاسلام شریعت با ابراز خرسندی و خوشنودی از حضور در دانشگاه ماهاچولالونگارن و جمع طلاب علوم دینی ضمن تقدیر و تشکر از برگزارکنندگان و بانیان جلسه، برگزاری چنین جلسات علمی – فرهنگی را برای طرفین بسیار مفید دانست و بیان نمودند چنین جلساتی می تواند سرفصلی مهمی در ارتباطات بیشتر میان دانشگاههای دو کشور باشد و در مسیر رشد علمی و آگاهی دانشجویان علوم دینی گامهای موثری بردارد. ایشان اظهار امیدواری کردند که در فرصت پیش آمده بتوانند به اهدافی که برای این جلسه ترسیم گردیده دست یابند و خواسته های دو طرف تحقق پیدا کند. ایشان نیز به دانشجویان توصیه نمودند که فرصت را مغتنم شمده و از این زمان و فضایی که به جهت بهره گیری علم و دانش پیش آمده بهره کافی و وافی را ببرند زیرا یکی از ارزشمند ترین اعمال نزد خداوند کسب علم و دانش است که هم منفعت دنیوی دارد و هم اخروی.
درادامه ایشان سخنرانی خود را چنین آغاز نمودند : در دین اسلام گفتگو میان ادیان بعنوان یک ارزش تلقی شده است و لذا در دین اسلام و در قران مجید آمده است حرفهای دیگر ادیان و دیگر کیشها را بشنوید و بهترین انها را انتخاب کنید. در قرآن کریم کتاب به صراحت آمده است: ” فبشرعبادالذین یستمعون القول و یتبعون احسنه ” یعنی بشارت بده به کسانی که سخنان مختلف را می شنوند و بهترین آنها را انتخاب می کنند.
یکی از مسائل بسیار پربحث وجنجالی در عالم بحث جهانی شدن و آینده پِِژوهی است – من از دیدگاه خودم مطالبی را در این رابطه که بر می گردد به هدف از خلقت انسان در این عالم و آینده و چشم اندازجامعه بشری در آینده می پردازم و بعد هم از نظرات شما استفاده خواهم کرد.
بحث آینده پژوهی و نگرش به آینده جهان بشری ٬ امروز به یک رشته دانشگاهی و علمی تبدیل شده و آنچه که در متون اسلامی مانند قرآن مجید و احادیث و روایات بنیانگذاراسلام یعنی حضرت محمد (ص) و اولیاء دین و متخصصین و کارشناسان دینی آمده مملو از مطالب و نظریاتی در رابطه با آینده جهان و بشریت است.
در کشور ما ایران نیز به عنوان یک رشته دانشگاهی در دانشگاههای کشور در سطح دکتری تدریس می شود و دانشجو دارد و طبیعی است که هر دین و مذهب و آیین٬ چه اسلام باشد چه مسیحیت باشد چه یهود باشد چه هندو و چه بودا برای پیروان خودشان باید وضعیت آینده بشریت و چشم انداز زندگی انسانها را ترسیم کنند و برای آنها هدف نهایی خلقت انسان را بیان کنند٬ یک زمانی مارکسیسم بر اساس اصول دیالکتیک آینده بشر را این گونه ترسیم می کرد که بشر در زندگی خودش پنج مرحله را به اجبار می گذراند :
1- زندگی اشتراکی
2- برده داری
3- فئودالیته
4- بورژووا
5- حاکمیت طبقه پرولتاریا
و مرحله نهایی که همه انسانها را بر اساس تفکرات خودش مارکس و لنین به او سوق می داد به اجبار حاکمیت طبقه پرولتاریا و طبقه کارگر بود که پس از سالها حضور این تفکر در جامعه بشری با فروپاشی دنیای شرق و شوروی سابق از دنیا رفت و فروپاشید و امروز این تفکر در عالم دیگر طرفداری ندارد.
اما پس از فروپاشی شوروی فوکویاما نظریه پایان تاریخ را مطرح کرد و لیبرال دموکراسی غرب را بهترین مدل در سطح جهان مطرح نمود و اکنون بخش اعظمی از جهان تحت تاثیر این تفکر است.
نظریه سومی نیز وجود دارد که معتقد است چند فرهنگ بزرگ حاکم بر جهان در آینده با یکدیگر درگیر خواهند شد و ما شاهد مبارزه این تمدن ها خواهیم بود که اصلی ترین جنگ بین این تمدن هاست.
از دیدگاه مسیحیان نجات عالم و ایجاد عصر باشکوه بدنبال ظهور بار دیگر حضرت مسیح(ع)‌ اتفاق می افتد و برخی از مسیحیان معتقدند که پیش از آمدن مسیح آخرین نبرد تاریخ و جنگ آخر الزمان به نام آرماکادون اتفاق خواهد افتاد که در کتب مسیحیان آمده است.
در قسمتی از کتب مسیحیان آمده است که دیدم آسمان گشوده شد و ناگهان اسبی سفید که سوارش امین و حق نام دارد به عدل و داوری فرمان می دهد و جنگ می نماید٬ چشمانش چون شعله آتشی است و جامه و لباس خون آلود بر تن دارد و لشکر هایی در آسمان بدنبال او هستند که بر اسبهای سفید و پاک از عقب او می آیند٬ او امت ها را با عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد.
پس حکومت واحد جهانی از دیدگاه مسیحیت بار معنوی دارد و این مشترکات بین ادیان است ٬ ادیان الهی یک موعود گرایی و منجی موعود را مطرح می کنند که به نظرمی رسد این مختص ادیان الهی نیست بلکه ادیان دیگر٬ مانند هندو آنها هم منجی موعود و موعود گرایی را دارند٬ اما اسلام به عنوان یک دین مترقی معتقد به جبر تاریخ نیست٬ او نمی گوید انسان بالاجبار در یک مسیرحرکت می کند و تاریخ و حرکت تاریخ جبری و فاقد اراده انسان است.
از دیدگاه اسلام آینده بشریت٬ حاکمیت عدالت و قسط و عقلانیت است و این بصورت اجبار بر انسانها تحمیل نمی شود بلکه در اختیار اراده انسانهاست و مرور زمان و تجارب تلخ و شیرین مایه شکوفایی عقل می گردد و بشر در پرتو الطاف الهی در می یابد که دیگر سازمانهای ساخته شده بدست خود بشرو تدابیر انسانی قادر به حل تضاد ها و مشکل ها نیست٬ از این جهت به ستوه می آید وقتی ظلم و استبداد جامعه بشری را فرا می گیرد موعود و منجی به نام حضرت مهدی(عج) در این عالم ظهور می کند و انسانها بدلیل اینکه با عقل خودشان در یافته اند که قادر به حل مشکلاتشان نیستند به ندای او که ندای عدالت و حاکمیت عدالت بر کل عالم بشریت است پاسخ مثبت می دهد و این یعنی جهان سازی و جهانی شدن و لذا نجات عالم با رضایت انسانها به پاسخ گویی به ندای حضرت مهدی (عج) و مهدویت حاصل می شود.

قران مجید نیز در این رابطه آیاتی را مطرح می کند که به نظر می رسد یکی از آیات بسیار مهم در این است که ” ونرید ان من علی الذین استضعفو فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین ” که ترجمه آن اینست: خداوند اراده کرده است که مستضعفین در روی زمین را بر انسانها حاکم فرماید و آنها را امام و رهبر جامعه قرار دهد، اینها چه کسانی هستند؟
در آیه دیگری از کتاب قران مجید که کتاب مقدس مسلمانان است، آمده است ” ان الارض یرثها عبادی الصالحون ” یعنی انسانهای صالح بر عالم حاکم خواهند شد که ذره ای و شائبه ای از ظلم و بی عدالتی در آنها نیست بلکه آنچه در این عالم مطرح است ایجادعدالت و قسط در میان انسانها است و در اسلام این تحت عنوان انتظار منجی و مهدویت مطرح است، همه مسلمانان عقیده بر این دارند که در آینده انسانی به نام حضرت مهدی(عج) ظهور می کند و همه انسانها را از ظلم نجات می دهد.
ایشان ظهور می کند و می آید که در روی زمین ایجاد عدالت و قسط کند، بعد از اینکه زمین مملو از ظلم و جور شده باشد، این مفهوم مهدویت و موعود گرایی در دین اسلام است که می تواند تحت عنوان نظریه مهدویت مطرح باشد.
در آن موعود و در آن منجی موعود و زمان ظهورش تمام ارزشهای انسانی احیاء و حاکم می شود چون ما مسلمین بر اساس آیات قران مجید معتقدیم که این دنیا و این عالم به باطل خلق نشده است، در خود قرآن نیز آمده است که ” وما خلقنا السماوات و الارض و ما بینهما باطلا ” آسمان و زمین و خلقت انسان به باطل خلق نشده است بلکه هدفی در او نهفته است و زمینه کمال و رشد و تعالی و تکامل انسان دراین عالم فراهم شده است این اراده خدا برای خلقت انسان است اما بدلیل اختیار انسانها در این عالم ظلم و ستم و تجاوز به حقوق دیگران قسمتی از برخورداری ها و کمالات انسانها را از آنها سلب کرده است.
در حقیقت ظلم و تجاوز به حقوق دیگران و بی عدالتی با سرشت انسانی و با فطرت انسانی ناسازگار است و مایه تباهی زندگی انسان می شود و در حقیقت ظلم و ستم بر دیگران نظم و هماهنگی عالم خلقت را به هم می زند.
انسان از دیدگاه اسلام بالاترین موجود عالم خلقت است و همه امتیازات و امکانات عالم از دیدگاه مسلمین و از دیدگاه قران برای انسان خلق شده است قران می گوید ” خلق لکم ما فی الارض جمیعا ” آنچه را که خلق کردیم برای تو ای انسان خلق کردیم ” و انسان را هم برای تکامل و رشد خلق کردیم، این هدف خلقت انسان است، خلقت انسان هم بیهوده و گزافه نیست، اگر امروز بعضی از انسانها به بن بست رسیده اند و در زندگی خود احساس باطلی می کنند، این بدلیل اینست که جایگاه انسان بر روی زمین را نشناخته اند، زندگی انسانی از دیدگاه اسلام یک زندگی جمعی است و همه باید حقوق یکدیگر را رعایت کنند هم زن حقوق مرد را و هم مرد حقوق زن را، هم حاکم حقوق زیر دست و مردم را، هم مردم حقوق حاکم را، و همه با هم بصورت یک زندگی مسالمت آمیز زندگی کنند چون جامعه بشری هم نیازمند قانون است که بتواند حقوق را تامین کند، امروز در دنیا ما حقوق بشر و قانون حقوق بشر را داریم، قانون حقوق بشر به نظرم چیز بدی نیست، منشور حقوق بشر که امروز وجود دارد چیز خوبی است اما حد اعلا نیست، اسلام از این بالاتر حدی برای بشر قائل شده است، تمام حقوق بشر و حقوق انسانی را اسلام در کتاب مقدس قرآن مجید و در کلام پیغمبر اکرم(ص) بیان کرده است.
موعودی که ما از دیدگاه اسلام مطرح می کنیم او مصلح است، می آید و گژی هایی را که انسانها در مسیر زندگی ایجاد کرده اند اصلاح می کند و تمام ارزشهای انسانی را بر جهان حاکم می نماید و تمام انسانها بدلیل اینکه ندای او مطابق عقل است و عقل انسان کامل گردیده است به دعوت او پاسخ مثبت می دهند، او هم دست مهربانی را بر تمام انسانها بدون توجه به کیش و عقیده و مذهب آنها می کشد و او را تحت چتر عدالت و ارزشهای انسانی خود قرار می دهد یعنی انسانها مختارند به پذیرش هستند نه اینکه منجی با زور و اجبار بخواهد انسانها را تحت حکومت خودش قرار دهد، اینچنین نیست، او چون مصلح و عادل و دارای ارزشهای انسانی است همه انسانها بر اساس عقل خودشان حرف او را می پذیرند و در تحت حکومت او قرار می گیرند.
نکته جالبی که برای شما دانش جویان عزیز در فرهنگ انتظار و جهانی شدن از دیدگاه اسلام مهم است اینست که ممکن است شما سئوال کنید که با این تفکر، تفکر موعود گرایی و منجی موعود امروز ما تبدیل می شویم به انسانهای بی انگیزه، بدون تحرک و می گوییم تمام کارها را باید بگذاریم تا منجی بیاید و اصلاح کند در صورتی که در فرهنگ متعالی اسلام، انتظار و مهدویت به انسانها تحرک می بخشد، می گوید تو منتظر چه کسی هستی، منتظر کسی هستی که بیاید و ارزشهای انسانی و عدالت را حاکم کند، خوب تو هم باید در زندگیت در راستای اهداف آن مصلح و موعود و منجی حرکت کنی، تو اگر حاکمی باید عادل باشی، اگر مردمی، باید مورد ظلم قرار نگیری و تحمل ظلم نکنی، می بایستی انحرافات ارزشی و اخلاقی را مرتکب نشوی و به تعبیری باید منتظر مصلح خود صالح باشد، من اگر آرمان و چشم اندازم اینست که انسانی می آید و کل فساد و بی عدالتی ها را ازبین می برد، خود من باید در مسیر او حرکت کنم نمی شود من در مسیر دیگری باشم اما آرزویم حاکمیت عدالت و ارزشها باشد.
همانطوریکه خدمتتان عرض کردم فرهنگ مهدویت و انتظار و موعود گرایی در اسلام انسانها را صالح می کند و به مسیرارزشها می کشاند، این نیست که فقط منتظر باشد که مصلحی بیاید و کارها را اصلاح کند.
از دیدگاه اسلام مصلحی می آید شما را از ظلم و ستم و بی عدالتی نجات می دهد اما کاری که مصلح می کند تو امروز باید در مسیر همان اقدام کنی، او می آید عدالت را حاکم کند، تو هم عادل باش و ظلم نکن.
او می آید اخلاق و مهربانی را حاکم کند تو هم مهربان باش نسبت به همنوعت، او می آید صداقت و راستگویی را حاکم کند، تو هم امروز صادق و راستگو باش.
این طرز تفکر اسلام و شیعه نسبت به بحث مهدویت است لذا در کشور ایران حضرت امام خمینی(ره) در حدود بیش از سی سال قبل بر اساس همین تفکر که ما منتظران باید ضمینه ظهور را فراهم کنیم باید با ظلم مبارزه کنیم و عدالت را حاکم کنیم بر همین اساس امام خمینی(ره) دعوت کرد و مردم ایران را نیز دعوت به حرکت کرد و در کل عالم فریاد عدالت و عدالت خواهی را سر داد، امام خمینی (ره) ارزشهای انسانی را فریاد می کرد می گفت در این عالم همه حق حیات دارند، هیچکس نباید تحت ظلم دیگری قرار گیرد، باید عدالت حاکم شود و در این مسیر در همه چیز خودش گذشت و مردم ایران را برای مبارزه با استکبار دعوت کرد و بعد هم انقلاب ایران به پیروزی رسید.
چه کسانی از این حرکت ناراحت شدند؟ چه کسانی با مبارزه با این حرکت عدالت محور قیام کردند و به مبارزه با این حرکت پرداختند؟
کسانی که خود ظلم می کردند و مردم مستضعف را به استثمار و استعمار می گرفتند، راضی نبودند که با یک حرکت محور گرایانه منافع خودشان در خطر بیافتد.